|
طنزنوشته ها، دیوانگی ها و عاشقیت های ابوالفضل بنائیان
|
1- برای جذابتر شدن دربی، در شب قبل از بازی برای بازیکنان فیلم گلادیاتور را به نمایش بگذارید تا روحیهی جنگندگی بازیکنان در روز مسابقه افزایش یابد.
2- در صورتی که کمیته انضباطی بیخیال دربی شود؛ مطمئن باشید که یکی از تماشاییترین دربیهای تاریخ را رقم بزنید. به یاد داشته باشید که همیشه دربیهایی در خاطر مخاطب میماند که یک چندتایی زدوخورد در آن باشد. مثلا خود شما، مشت برومند به پایان رافت را مثل روز روشن به یاد دارید ولی نمیدانید در همان بازی چه کسی گل زده است.
3- برای فراگیرشدن و حتی بینالمللی شدن دربی کافی است که بازیکنان را برای شادی پس از گل آزاد بگذارید. مطمئن باشید که همیشه بازیکنان، یک چندتایی نوآوری برای رو کردن دارند.
4- محرومیت شیث رضایی و نصرتی را نیز لغو کنید. دنیا را چه دیدید شاید پرسپولیس هم گل زد!
5- به جای آنکه کلی توضیح دهید که چرا گزارش دربی را به فلانی دادهاید؛ از خیابانی و کوتی و کوثری و شفیعی بخواهید که دربی را به طور مشترک و در هم گزارش کنند. مطمئن باشید که بزودی کاست و سیدی گزارش مشترک این چند نفر در دربی به عنوان پرفروشترین موسیقی سال انتخاب خواهد شد.
6- ترتیبی اتخاذ کنید که کارتهای داور، فقط جنبهی نمادین داشته باشد. یعنی بازیکنان بعد از کارت قرمز از زمین بیرون نرود. در این صورت همدلی در بین بازیکنان افزایش مییابد.
7- برای تعیین برندهی بازی، یک مسابقهی کشتی بین رویانیان و فتح ا...زاده برگزار کنید!
8- برای جلوگیری از پرتاب صندلیهای ورزشگاه به درون زمین یا شعارهای غیراخلاقی تماشاگرنماها، جریمههای فوتبالی در نظر بگیرید. مثلا بگوئید اگر پرسپولیسیها شعار بدهند؛ دوباره حمید استیلی، سرمربی پرسپولیس خواهد شد. مطمئن باشید با این روش تمامی تماشاگران دست به سینه روی سکوها خواهند نشست.
9- برای پیشگیری از ایجاد حاشیه و جنجال توسط مربیان نیز از تنبیهات آب و هوایی استفاده کنید. مثلا بگوئید که در صورتی که مربیان به داور اعتراض کنند؛ با استفاده از هواپیما در ورزشگاه باران مصنوعی باریده خواهد شد. باور کنید با این روش نه کسی اعتراض میکند. نه زانوی کسی درد میگیرد.
10- برای بررسی داوری بازی به صورت مشترک از غیاثی و نصیرزاده بخواهید که کارشناسی کنند. در این روش بحثهایی جذابی مطرح خواهد شد که هیچکس به اشتباهات داوری فکر نمیکند.
11- در بین دو نیمه تصاویری از جنجالهای دربیهای گذشته را از طریق اسکوربورد پخش کنید. خلاصه به یاد داشته باشید که لقمان حکیم در پاسخ سوال «ادب از که آموختی؟» چه فرمودهاند.
12- داوری بازی را به تماشاگران بسپارید. بدین صورت که تماشاگران از طریق هو کشیدن، تشویق کردن یا پرتاب صندلی نظر خودشان را در مورد صحنههای بازی اعلام کنند.
13- برای سرگرم کردن تماشاگران، یک جُنگ پر از هیجان ترتیب دهید. بدین صورت که کفاشیان جوک تعریف کند. یا غلام پیروانی شعر بخواند. یا اصلن مسابقه ماست خوری با حضور مربیان سابق سرخابیها یعنی علی دایی و قلعه نویی برگزار کنید. خدا رو شکر خواننده هم که داریم: رضا عنایتی!
شونصد سال بعد در چنین روزی
مورد عجیب بنجامین باتن
باشگاههای لیگ برتر فوتبال طی اطلاعیهای از میثاق معمارزاده حمایت کردند. در این اطلاعیه آمده است که معمارزاده دروازهبان جسور و باتجربهای است که تنها با حضور در درون دروازه پرسپولیس تا آخر فصل میتواند به روزهای اوج خود برگردد. در ادامهی این اطلاعیه آورده شده: در این روزها که باشگاه پرسپولیس عملا هیچ امیدی به قهرمانی ندارد و این باشگاه میتواند با میدان دادن به این دروازهبان، خیال صدرنشینان را آسوده کند و همچنین کورسوی امیدی را نیز برای فانوس نشینان لیگ روشن کند.
هفته گذشته، وزیر ورزش ایران به عراق رفت تا با وزیر ورزش عراق تفاهم نامهای امضا کنند. در تفاهم نامه ای که بین وزیر ورزش ایران و عراق امضا شده است؛ آمده است که لطفا بازیکنان عراقی شاغل در ایران زیاد مرخصی نروند و در صورتی که به مرخصی رفتند خیلی سریع به باشگاه خود برگردند. و حتی اگر سریع بازنگشتند؛ قربون دستشون، هنگام بازگشت با مربی و همتیمیهای خود دعوا نکنند. و اگر خدای ناکرده دعوا کردند؛ حتما لازم بوده، فداشون بشم حالا تورو خدا از باشگاه خود قهر نکنند. ولی اما در صورتی که قهر کردند و به باشگاه جدید رفتند. برای باشگاه جدید خود حداقل بازی کنند.
دیوید فینچر اعلام کرد که ایدهی فیلم«مورد عجیب بنجامین باتن» را از روی بازی فرهاد مجیدی و علی کریمی در ذهن او پدید آمده است. وی افزود: این دو بازیکن هر چه پیرتر میشوند بهتر بازی میکنند.
قلعه نویی بعد از اینکه گفته بود به جان محمدم فوتبال را کنار میگذارم؛ اگر توپ به دست حاج صفی خورده باشد و پس از اینکه مشخص شد که وی اشتباه کرده است گفت: من اصلا پسری به اسم محمد ندارم.
کرانچار بعد از صدرنشینی سپاهان و جملهی معروف او که گفته بود «من بلدم که چگونه از روی استقلال بپرم» به عنوان نماینده کرواسی در رشته پرش از روی مانع برای مسابقات المپیک معرفی شد.
به دنبال رفت و آمدهای گسترده خشایار محسنی به فدراسیون فوتبال، عزیزمحمدی طی نامهای از کفاشیان خواست که یکی از اتاقهای ساختمان فدراسیون را در اختیار این دلال دوست داشتنی قرار دهد.
طرح تخریب به جای تکمیل ورزشگاههای ایران بزودی در کل کشور اجرا خواهد شد. سازمان تربیت بدنی اعلام کرد که ما قبلا نمونه اجرای موفق این طرح را در آبادان به وضوح مشاهده کردهایم.
پس از کاهش تیمهای لیگ برتر به 12 تیم، بررسی طرح افزایش تیمها تا 18 تیم در دستور کار سازمان لیگ قرار گرفت.
منتشر شده در شماره 91هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در سه شنبه 18 بهمن1390ساعت 9 توسط صراحی
آفساید
1- فرفری: فردوسیپور شدن بدون موهای فرفری تقریبا محال است. اگر موهای فرفری ندارید همین جا این متن را رها کنید و سراغ یک شغل دیگر بگردید! فقط در خاطر داشته باشید که هرگز سراغ فرمژه نروید. زیر فرمژه برای مژه است نه موی سر! ( سلام حاج فتل!)
2- صحبت کردن با سرعت سی کلمه در ثانیه: جوری که نه خودتان متوجه شوید نه کس دیگر! چون سرعت صحبت کردن مردم عادی بسیار پائینتر از رکورد شماست، با این ویژگی میتونید هر بلائی که خواستید بر سر مخاطب خود بیاورید. در این روش مخاطب باید بعد از ضبط برنامه، چند بار آن را به صورت حرکت آهسته ببیند تا بفهمد چه تیکهها و متلکهائی را نوش جان کرده است.
3- عکس: برای فردوسی پور شدن باید شما قادر باشید بین دو عکس روی دیوار دعوا بیاندازید؛ جوری که بزنند شیشه قاب عکس همدیگر را خرد کنند. نقش شما حین دعوا بسیار تعیین کننده است، باید آرام بنشینید و لبخند بزنید! برای شروع میتوانید از دو قاب خالی عکس شروع کنید.
4- کت چرم: کت چرم از نان شب برای این سبک واجبتر است. به خاطر داشته باشید که تحت هیچ شرایطی نباید این کت را از تنتان بیرون بیآورید، حتی موقع خواب یا استحمام، تابستان و زمستان هم فرقی ندارد. کت چرم، ضامن امنیت شغلی شماست.
5- اطلاعات: برتری شما نسبت به بقیه مجریان و گزارشگران فوتبال در این زمینه نمود میکند. باید بدانید که مسی پارسال قبل از کلاسیکو شام چه خورده است یا چرا برادرزن کریستیانو رونالدو بادمجان دوست ندارد. هرچه اطلاعات شما عجیب غریبتر باشد، توفیق شما بیشتر خواهد بود.
6- مخابرات: عادل شدن بدون مخابرات تقریبا محال است؛ شما تقریبا به تمامی شماره تلفنهای ایران نیاز دارید. این بانک اطلاعاتی شما باید این قدر کامل باشد که بتوانید برای پیدا کردن مسئولان فدراسیون پای مادرزن و کل فک و فامیل را به برنامه بکشانید. دیگر فایده مخابرات برای شما پیامک است، برای یک برنامه 90 باید بتوانید هر دقیقه تعدا پیامکها را اعلام کنید و قربون صدقه مخاطب بروید.
7- دکور: هر سال دکور برنامه را عوض کنید، سایز تلویزیون توی استودیو را دوبرابر کنید، یک پیچ گوشتی و انبردست را برای افزایش طنز برنامه در دکور جا بگذارید.
8- لغتسازی: آمار میگوید تعداد واژگانی که در طول این سالها فردوسیپور به ادبیات فارسی اضافه کرده است از پیشنهادهای فرهنگستان ادب پارسی بیشتر بوده مانند بازیکن گلنزن، کاپیتان همیشه معترض، ...
9- نامگذاری: از ابتدا روی تمامی فوتبالیها نام بگذارید: اف سی استیل بالیوود، آقای امیرکبیر، آقای خاص، ...
10- مونولوگ نویسی: در این سبک باید قادر باشید به شیوه مسعود کیمیائی مونولوگ بنویسید؛ مثلا بگوئید: خداحافظ جامجهانی! خداحافظ برانکو! یا بگوئید :چه پایان تراژیکی داشت این بازی یا بگوئید: کریمی همه رو فریب میده، حالا خودشم فریب میده و توپ رو جا میذاره یا پیروز قربانی با این گل تیم پیروزی رو قربانی میکنه تا استقلال پیروز این میدان باشه، عبداله قوسی ضربه کرنر رو میزنه؛ ضربه کرنر رو اتفاقا قوسی هم میزنه
11- حافظه: برای فردوسیپور شدن، باید حافظه زیر سی ثانیه داشته باشید. همه چیز را فراموش کنید. با بعضیها دو بار سلام و احوال پرسی کنید. به بعضیها اصلن سلام نکنید. کلا همه چیز را از خاطر ببرید.
روزتعطیل تقویم تاریخ
بازگشت فرهاد!
بعد از ادامه عدم گلزنی فرهاد مجیدی در الغرافه و اخراج او از این باشگاه قطری، فرهاد مجیدی اعلام کرد که دلش برای هواداران استقلال تنگ شده است و دیگر نمیتواند در خارج از ایران بازی کند. وی افزود: که علت گل نزنی وی در باشگاه قطری این بوده است که چشمهای هواداران جای توپ جلوی چشم او میآمده است.
شنیده میشود که هفته گذشته پرویز مظلومی که فراموش کرده بود خریدهای منزل را برای همسر خویش انجام دهد در مقابل اعتراض همسر خود گفت: من برای استقلال، چهارتا دربی را بردهام و ارزش برد در دربی، بیشتر از قهرمانی و خریدهای منزل است.
باشگاه پرسپولیس از موسسه گینس درخواست کرد که نام سه کاپیتان پرسپولیس را به عنوان مسن ترین کاپیتانهای تاریخ فوتبال در این کتاب ثبت کند. گفته میشود که مجموع سن کاپیتانهای پرسپولیس 107 سال میباشد.
عزیز محمدی اعلام کرد که هیچ باشگاهی حق ندارد قرارداد بازیکنان خود را به دلار یا سکه طلا ثبت کند.
امیر قلعه نویی که هفته پیش در مقابل پرسش چرایی اعتراضهای او به داور گفته بود که مادرمان ما را نفرین کرده بود. این هفته داور زمین را کتک زد و در جواب گفت: آخه مادرمان ما را کتک هم میزد.
علی فتح ا... زاده در اقدامی خودجوش با یک فرمژه لوگوی برنامه نود را ساخت و به آدرس برنامه نود ارسال کرد.
باشگاه استقلال بعد از سومین باخت پیاپی خود اعلام کرد که ما حتی سقوط به دسته سوم را چون گذشته پیش بینی کردهایم ولی در انتها ما قهرمان خواهیم شد.
سایت رسمی فیفا اعلام کرد که نام مجیدی و کریمی به عنوان کاندیداهای محبوبترین بازیکن فوتبال را حذف کردهاند ولی کاربران ایرانی همچنان مشغول رای دادن به وی هستند. آخرین خبرها حاکی است که تهداد رای این دو بازیکن ایرانی از ده میلیارد عبور کرده است.
منتشر شده در شماره 90 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در سه شنبه 11 بهمن1390ساعت 13 توسط صراحی
منتشر شده در شماره 89 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 17 توسط صراحی
نقدی بر فیلم«اسب حیوان نجیبی است»

هر نویسنده در رویکرد خود با فیلمنامه، روندی را به کار میگیرد که در طی مسیری بتواند ساختار ذهنی خود را با استفاده از سازوکار سینمایی بیان کند. معمولن نویسندهها در گام اول دو راه و مسیر را پیش پای خود میبینند. معمولا یا با یک موقعیت و یک شخصیت شروع میکنند و یا با چند شخصیت و یک موقعیت. تمرکز بر روی شخصیت، امکانات گسترش طرح را تا حد زیادی افزایش میدهدو خط سیری تاثیرگذار، برای روایت درام قصه در اختیار نویسنده میگذارد. اما وقتی که نویسندهای طرح اصلی یا چندخطی خود را بر اساس یک موقعیت خواسته باشد به پیش ببرد. داستان او با بیان عدم تعادل شروع و با حل این عدم تعادل یا به عبارت دیگر گرهگشایی به پایان میرسد. به طور حتم این عدم تعادل داستانی، آنقدر پرکشش و دراماتیک است که نویسنده را مجاب به نوشتن آن میکند. اما مشکل آنجا آغاز میگردد که نویسنده برای بیان خط سیر داستانی خود که به پردهی دوم سیدفیلدی مشهور است میرسد.
فیلم " اسب حیوان نجیبی است " نمونه کامل داستانی است که با یک موقعیت فوقالعاده داستانی شروع میشود. همانطور که بارها توسط کارگردان خود و رسانهها منتشر شده است: اسب حیوان نجیبی است، داستان یک زندانی است که سعی میکند در لباس پلیس، نهایت استفاده را از 24 ساعت مرخصی خود ببرد. مطمئنا داستانی با این طرح با سو استفاده زندانی پلیسنما آغاز و با برگشت او به زندان پایان مییابد. یعنی زمانی که نویسنده شروع به نوشتن فیلمنامه خود کرده است با یک شروع مثالزدنی و یک پایان داستانی روبرو بوده است. اما در مورد سلسله حوادث داستانی که میباید در پردهی دوم سیدفیلدی فیلمنامه رخ دهد به مشکل میخورد. سیدفیلد به صورت واضحی میگوید که در پردهی دوم، تنها وظیفهی نویسنده، تمرکز بر روی شخصیت اصلی است و برای معیار صحت روایی داستان، این سوال را میپرسد که آیا شخصیت اصلی داستان در پردهی دوم، حضوری فعال و تاثیرگذار دارد؟
پر واضح است که نویسندهی فیلمنامه « اسب حیوان نجیبی است» بعد از بنانهادن طرح کلی، معرفی شخصیت اصلی و بیان گره اولیه ( مجرم بدهکاری که پول ندارد تا حق حساب مامور پلیس را بدهد) با هیچ داستانی عملا روبرو نیستیم. و شخصیت اصلی این داستان، تقریبا تبدیل به یک بیینده میشود و هیچ تاثیری را بر سلسله حوادث داستانی ندارد. نویسنده برای فرار از این مشکل شروع به معرفی آدمها میکند و تا آنجا که میتواند تیپهای رنگارنگ را به قصه دعوت میکند. ولی هیچکدام از آدمهای معرفی شده، تبدیل به شخصیت نمیگردند و علیرغم بیان زمینه و گذشتهی این آدمها، حس همذاتپنداری مخاطب را بر نمیانگیزند. و از همه مهمتر اینکه به تعبیر ادوارد دیمیتریک، شخصیت اگر به درستی توسط نویسنده خلق گردیده باشد؛ به محض حضور در کنار دیگر شخصیتها بر اساس تفاوتهای شخصی و پسزمینهی خویش، داستان را با کشمکش روبرو میکنند ولی در این فیلم شخصیتهای رنگارنگ نویسنده هیچ چالش اساسی در روایت داستان ایجاد نمیکنند یا اساسا کشمکشهایشان کمکی به جلو بردن خط سیر داستانی نمیکند. یعنی میتوان تیپهای پردهی دوم فیلمنامه را کامل و یک جا حذف کرد و با یک سری تیپ جدید، داستان را از نو نوشت.
نکتهی دیگری که در مورد فیلم «اسب ...» باید اشاره کرد؛ ادا و اطوارهای مدرنی است که سعی دارد خود را اثری متفاوت جلوه دهد. کارگردان، یک اسم کاملن بیربط را برای داستان خود انتخاب میکند. یکی از شخصتهای فیلم را تلویحا " یک جوری" به مخاطب معرفی میکند و یا در سکانس مربوط به هما تلاش میکند که موقعیتی را فراهم کند تا فقط تنها صدای بازیگر مشهورش در فیلم حاضر باشد. ولی حقیقت این است که تمامی این ادا و اطوارها، هیچ لزومی در ساختار روایی داستان ندارند و داستان بعد از حذف تمامی این موارد، به مشکل بر نمیخورد.
و اما در مورد تمامی ادعاهایی که در مورد ابزوردیته فیلم بیان میکنند و بی داستان بودن پردهی دوم را از این حیث در پی توجبه و تفسیر هستند باید گفت که به تعبیر سارتر ابزوردیسم یا پوچگرایی نمود ناامیدی انسان از اخلاق و نرماتیف جامعه است. آنقدر که هنرمند جهان را نابسامان میبیند که بیشتر تمایل داردکه به سکوت پناه ببرد تا زبان. هنرمند در این دیدگاه، برای نمایش پوچی و مضحک جلوه دادن موقعیت انسانها در یک فضای مدرن به سلسله روایات منطقی و معنازای روایت داستانی شدیدا متکی است و این باعث میشد که با وجود محتوای پوچ، نوع پرداخت منطقی درام در اثر باعث تناقض شود، به شکلی که پوچی را تنها محور رهایی برای انسانهای میانمایه و متوسط خود بیان میکند. اما در فیلم «اسب حیوان نجبیب است» در کمال تعجب میبینیم که به جای نمایش محتوای پوچ هدف آدمها، با پوچ بودن داستان روبرو هستیم. و به جای آنکه همچون آثار بکت و یونسکو، شاهد آدمهایی باشیم که از هیئت انسانی تهی گردیدهاند شاهد بیهدف بودن کنشها و واکنشهای آدمها هستیم.
«اسب حیوان نجیبی است» تلاش میکند چیزهایی باشد که اصلن نیست. شعار میدهد که مدرن است. دلیل میآورد که ابزورد است و از همه مهمتر تلاش میکند که بگوید یک نقد اجتماعی است. ولی تک تک ادعاهای خود را پس میگیرد. حتی پرداختی دقیق نیز در ذهن مخاطب ثبت نمیکند تا همان نیمچه پیام خود را در حافظهی بیننده ثبت کند. و به جای نجابت اسب، مانند قاطری میماند که اصلن نجیب نیست و ادامهای ندارد.
*: عنوان برگرفته از نام کتابی از محمدجواد جزینی است.
منتشر شده در روزنامه تهران امروز، خبرگزاری پارسینه، سایت نقد سینمای ایران و خبرگزاری الف
+ مست گردیده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 11 توسط صراحی