|
طنزنوشته ها، دیوانگی ها و عاشقیت های ابوالفضل بنائیان
|
منتشر شده در شماره 89 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 17 توسط صراحی
نقدی بر فیلم«اسب حیوان نجیبی است»

هر نویسنده در رویکرد خود با فیلمنامه، روندی را به کار میگیرد که در طی مسیری بتواند ساختار ذهنی خود را با استفاده از سازوکار سینمایی بیان کند. معمولن نویسندهها در گام اول دو راه و مسیر را پیش پای خود میبینند. معمولا یا با یک موقعیت و یک شخصیت شروع میکنند و یا با چند شخصیت و یک موقعیت. تمرکز بر روی شخصیت، امکانات گسترش طرح را تا حد زیادی افزایش میدهدو خط سیری تاثیرگذار، برای روایت درام قصه در اختیار نویسنده میگذارد. اما وقتی که نویسندهای طرح اصلی یا چندخطی خود را بر اساس یک موقعیت خواسته باشد به پیش ببرد. داستان او با بیان عدم تعادل شروع و با حل این عدم تعادل یا به عبارت دیگر گرهگشایی به پایان میرسد. به طور حتم این عدم تعادل داستانی، آنقدر پرکشش و دراماتیک است که نویسنده را مجاب به نوشتن آن میکند. اما مشکل آنجا آغاز میگردد که نویسنده برای بیان خط سیر داستانی خود که به پردهی دوم سیدفیلدی مشهور است میرسد.
فیلم " اسب حیوان نجیبی است " نمونه کامل داستانی است که با یک موقعیت فوقالعاده داستانی شروع میشود. همانطور که بارها توسط کارگردان خود و رسانهها منتشر شده است: اسب حیوان نجیبی است، داستان یک زندانی است که سعی میکند در لباس پلیس، نهایت استفاده را از 24 ساعت مرخصی خود ببرد. مطمئنا داستانی با این طرح با سو استفاده زندانی پلیسنما آغاز و با برگشت او به زندان پایان مییابد. یعنی زمانی که نویسنده شروع به نوشتن فیلمنامه خود کرده است با یک شروع مثالزدنی و یک پایان داستانی روبرو بوده است. اما در مورد سلسله حوادث داستانی که میباید در پردهی دوم سیدفیلدی فیلمنامه رخ دهد به مشکل میخورد. سیدفیلد به صورت واضحی میگوید که در پردهی دوم، تنها وظیفهی نویسنده، تمرکز بر روی شخصیت اصلی است و برای معیار صحت روایی داستان، این سوال را میپرسد که آیا شخصیت اصلی داستان در پردهی دوم، حضوری فعال و تاثیرگذار دارد؟
پر واضح است که نویسندهی فیلمنامه « اسب حیوان نجیبی است» بعد از بنانهادن طرح کلی، معرفی شخصیت اصلی و بیان گره اولیه ( مجرم بدهکاری که پول ندارد تا حق حساب مامور پلیس را بدهد) با هیچ داستانی عملا روبرو نیستیم. و شخصیت اصلی این داستان، تقریبا تبدیل به یک بیینده میشود و هیچ تاثیری را بر سلسله حوادث داستانی ندارد. نویسنده برای فرار از این مشکل شروع به معرفی آدمها میکند و تا آنجا که میتواند تیپهای رنگارنگ را به قصه دعوت میکند. ولی هیچکدام از آدمهای معرفی شده، تبدیل به شخصیت نمیگردند و علیرغم بیان زمینه و گذشتهی این آدمها، حس همذاتپنداری مخاطب را بر نمیانگیزند. و از همه مهمتر اینکه به تعبیر ادوارد دیمیتریک، شخصیت اگر به درستی توسط نویسنده خلق گردیده باشد؛ به محض حضور در کنار دیگر شخصیتها بر اساس تفاوتهای شخصی و پسزمینهی خویش، داستان را با کشمکش روبرو میکنند ولی در این فیلم شخصیتهای رنگارنگ نویسنده هیچ چالش اساسی در روایت داستان ایجاد نمیکنند یا اساسا کشمکشهایشان کمکی به جلو بردن خط سیر داستانی نمیکند. یعنی میتوان تیپهای پردهی دوم فیلمنامه را کامل و یک جا حذف کرد و با یک سری تیپ جدید، داستان را از نو نوشت.
نکتهی دیگری که در مورد فیلم «اسب ...» باید اشاره کرد؛ ادا و اطوارهای مدرنی است که سعی دارد خود را اثری متفاوت جلوه دهد. کارگردان، یک اسم کاملن بیربط را برای داستان خود انتخاب میکند. یکی از شخصتهای فیلم را تلویحا " یک جوری" به مخاطب معرفی میکند و یا در سکانس مربوط به هما تلاش میکند که موقعیتی را فراهم کند تا فقط تنها صدای بازیگر مشهورش در فیلم حاضر باشد. ولی حقیقت این است که تمامی این ادا و اطوارها، هیچ لزومی در ساختار روایی داستان ندارند و داستان بعد از حذف تمامی این موارد، به مشکل بر نمیخورد.
و اما در مورد تمامی ادعاهایی که در مورد ابزوردیته فیلم بیان میکنند و بی داستان بودن پردهی دوم را از این حیث در پی توجبه و تفسیر هستند باید گفت که به تعبیر سارتر ابزوردیسم یا پوچگرایی نمود ناامیدی انسان از اخلاق و نرماتیف جامعه است. آنقدر که هنرمند جهان را نابسامان میبیند که بیشتر تمایل داردکه به سکوت پناه ببرد تا زبان. هنرمند در این دیدگاه، برای نمایش پوچی و مضحک جلوه دادن موقعیت انسانها در یک فضای مدرن به سلسله روایات منطقی و معنازای روایت داستانی شدیدا متکی است و این باعث میشد که با وجود محتوای پوچ، نوع پرداخت منطقی درام در اثر باعث تناقض شود، به شکلی که پوچی را تنها محور رهایی برای انسانهای میانمایه و متوسط خود بیان میکند. اما در فیلم «اسب حیوان نجبیب است» در کمال تعجب میبینیم که به جای نمایش محتوای پوچ هدف آدمها، با پوچ بودن داستان روبرو هستیم. و به جای آنکه همچون آثار بکت و یونسکو، شاهد آدمهایی باشیم که از هیئت انسانی تهی گردیدهاند شاهد بیهدف بودن کنشها و واکنشهای آدمها هستیم.
«اسب حیوان نجیبی است» تلاش میکند چیزهایی باشد که اصلن نیست. شعار میدهد که مدرن است. دلیل میآورد که ابزورد است و از همه مهمتر تلاش میکند که بگوید یک نقد اجتماعی است. ولی تک تک ادعاهای خود را پس میگیرد. حتی پرداختی دقیق نیز در ذهن مخاطب ثبت نمیکند تا همان نیمچه پیام خود را در حافظهی بیننده ثبت کند. و به جای نجابت اسب، مانند قاطری میماند که اصلن نجیب نیست و ادامهای ندارد.
*: عنوان برگرفته از نام کتابی از محمدجواد جزینی است.
منتشر شده در روزنامه تهران امروز، خبرگزاری پارسینه، سایت نقد سینمای ایران و خبرگزاری الف
+ مست گردیده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 11 توسط صراحی
1- خیابانی شدن با وزن زیر صد کیلوگرم تقریبا محال است. اگر وزن شما زیر 100 کیلوگرم است یا استعداد چاقی ندارید، همینجا این دستورالعمل را رها کنید و سراغ یک شغل دیگر بروید.
2- از جملات شبیه به هم پشت سرهم استفاده کنید. جوری که اعصاب برای کسی باقی نگذارید. مثلا بگوئید: اسپانيا يه گل زده ، داويد ويا هم زده ، خيلي قشنگم زده ، 5 دقيقه پيشم زده!
3- وقتی تیم مورد علاقهتان دو بر صفر عقب است به بینندگان القا کنید که این تیم میتواند بازی را حتی سه بر صفر ببرد. چند تا ایشا الله و ماشالله هم ضمیمه گزارشتان کنید.
4- باید به نحوی گزارش خود را تنطیم کنید که زمانی که گل به ثمر میرسد؛ شما مشغول توضیح یک موضوع کاملا بیربط باشید. مثلا: جواد نکونام و مسعود شجاعی رو توی تصویر میبینیم، نکونام هم باشگاهی مسعود شجاعیه، یعنی شجاعی توی همون تیمی بازی می کنه که نکونام بازی می کنه، یعنی نکونام و شجاعی پیراهن یه تیم رو تن شون میکنن با این فرق که نکونام هافبک اوساسوناست و شجاعی مهاجم، که بله حالا توپ توی دروازه میره، داشتم میگفتم خدمتتون که شجاعی توی همون تیمی بازی میکنه که ...
5- برای خیابانی شدن باید دانش ریاضی بالایی باشید. بدون اطلاعات ریاضی، محال است کسی جواد شود. به عنوان مثال به این نمونه توجه کنید: ژاوی که پیراهن شماره 6 رو پوشیده، پاس میده به اتوئو که شماره 9 رو پوشیده. نکته جالب اینه که اگه شماره 6 انگلیسی که اتوئو پوشیده رو بر عکس کنیم، میشه شماره ژاوی. یعنی ژاوی شماره برعکس اتوئو رو میپوشه
6- به هر بازیکنی که خوب بازی میکند؛ گیر بدهید و تا آخر بازی از او انتقاد کنید ولی در عوض به یک بازیکن که خوب بازی نکرده؛ محبت کنید. یعنی خیلی محبت کنید. مثلا بگوئید: آفرین بر علیرضا محمد. آفرین علیرضا. یک بار دیگه به صراحت میگم آفرین علیرضا محمد.
7- باید قادر باشید که جدول لیگ را به صورت لحظهای به بینندگان اعلام کنید. مثلا جدول لیگ را در دقیقهی اول هفته اول، هی اعلام کنید. مثلا بگوئید: تا این لحظه نتیجه بازی صفر بر صفره و با این تساوی استقلال با یک امتیاز و بدون گل زده در صدر جدول قرار گرفته و بقیه تیمها با صفر امتیاز پشت سر استقلال قرار گرفتهان.
8- لوازم التحریر در این سبک، حرف اول را میزند. گزارش بدون خودکار و مداد در این سبک غیرممکن است. مثلا بگوئیدتا این لحظه بازی سه بر صفر در جریانه. ولی نه... با خودکار ننویسید...با مداد عدد 3 روی بنویسید. حالا یه موقعیت.. پاکن ها رو در بیارید... نه... گل نمیشه
9- کلیه گلهای مردود بازی را به حساب تیمها بنویسید و در آخر بازی نتیجه درست را اعلام کنید. تعویضها را اصلا نیازی نیست که اعلام کنید. به یاد داشته باشید که اگر بازیکنی تعویض شود. تا زمانیکه شما متوجه نشوید، داخل زمین است و به بقیه پاس هم میدهد. دنیا را چه دیدید یه وقتی گل هم زد. مگر اینکه بازیکن تعویضی گل بزند و شما مجبور شوید که بگوییدکه مثل اینکه فلانی تعویض شده و جاشو به یه بازیکن دیگه داده که کارگردان بدسلیقه بازی این تعویض رو نشون نداد.
10- قدرت تعبیر و تفسیر خود را افزایش دهید. جوری لبخوانی کنید که خود بازیکنان هم توی کف بمانند: حالا مهدی مهدوی کیا به زمین میاد. وحید هاشمیان میآد و میگه خوش اومدی آقامهدی و بازوبند رو به بازوی مهدی میبنده. آفرین وحید. مهدی تشکر میکنه. وحید میگه قابلی نداشت. تو بزرگ و پیشکسوت این فوتبال ناب ایران هستی. مهدی هم دستش رو بالا میبره و میگه تو هم افتخار ایران هستی. آفرین وحید! آفرین مهدی!
11- به بازیکنان لقب بدهید. به یکی بگوئید غزال تیزپا. به یکی بگوئید پدر ورزش ایران. به همه بگوئید جوان مودب و خوش اخلاق. به یک سری دیگر بگوئید بازیکن ریز نقش. خلاصه هر چه دوست دارید بگوئید.
12- افکارتان را تا جایی که میتوانید فانتزی کنید. به عنوان مثال: تورس ميفرسته روي دروازه ... جاي خود تورس اونجا خالي بود که توپ رو بگیره و بزنه توی دروازه!
13- اطلاعات جغرافیای خود را خیلی بالا ببرید: باران هم به شدت ميوزه! طرفداراي مکزيک راه زيادي رو از مکزيک تا آفريقا اومدن,البته اگه از مکزيک اومده باشن! واقعا عجيبه که در تهران ما الان هوا گرمه،ولي در افريقا الان هوا سرده!

روزتعطیل تقویم تاریخ
یار دوازدهم پرسپولیس!
مجتبی جباری در مصاحبهای اعلام کرد که لیگ امسال، آخرین فرصت علی فتح ا... زاده است و در صورتی که وی نتواند علیرغم همهی هزینهها، تیم را به قهرمانی برساند؛ او را برکنار خواهد کرد. وی همچنین اعلام کرد که به زودی لیست خرید و مازاد باشگاه استقلال را جهت فصل آینده اعلام خواهد کرد.
مصطفی دنیزلی بعد از دومین باخت خود و شعار علی دایی در ورزشگاه به مانند حمید استیلی اعلام داشت که اگر تماشاگران به ورزشگاه نیایند بهتر است.
بعد از خراب شدن پنالتی مهدی مهدوی کیا و مجتبی جباری، باشگاه فولاد خوزستان در اطلاعیهای نسبت به جذب این دو بازیکن ابراز تمایل کرد. در این اطلاعیه آمده است که بعد از خراب شدن پنالتی مهدوی کیا و جباری، برای باشگاه فولاد عیان گردیده که فولاد تنها باشگاهی است که این دو عزیز میتوانند تواناییهای خود را نشان دهد.
به دنبال سه بار تغییر کاپیتانهای پرسپولیس و کهولت سن کریمی، مهدویکیا، هاشمیان و بادامکی، باشگاه پرسپولیس در نظر دارد که جهت تعویض بازوبند کاپیتانی این تیم در حین بازی، یک دونده را استخدام کند. بدین ترتیب از این پس، تیم پرسپولیس با 12 بازیکن به درون زمین خواهد آمد و این بازیکن دونده وظیفه جابجایی بازوبند را به عهده میگیرد. و از استارتهای این بازیکنان کهنسال جلوگیری خواهد کرد. شنیده میشود که علت کندی و عدم تحرک هاشمیان و بادامکی در بازی با ملوان بر اثر استارت سرعتی این دو بازیکن تا لب خط جهت تعویض کاپیتانی پرسپولیس بوده است.
منتشر شده در شماره 88 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در دوشنبه 26 دی1390ساعت 22 توسط صراحی
بابانوئل به محض حضور در منزل علی پروین با استقبال گرم سلطان روبرو میشود و سلطان وی را به یک چلوکباب سلطانی و سیراب شیردون دعوت میکند. گزارشها حاکی است که بابانوئل بعد از صرف کله پاچه و چلوکباب دچار افزایش وزن شدید شده است و گوزنهای سورتمه او قادر به جابجایی او نیستند. لذا از طریق ستون آفساید از باقی عزیزان عذرخواهی کردند و گفتند که انشا ا... در سال آینده به خانه تکت تک شما خواهند آمد.

منتشر شده در شماره 87 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در یکشنبه 18 دی1390ساعت 19 توسط صراحی

سپ بلاتر ضمن تشکر از استقلال جهت ارسال مدارک خود برای جام قهرمانان باشگاه آسیا، اعلام کرد: که این حرکت استقلالیها من را تحت تاثیر قرار داد.
منتشر شده در شماره 86 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در دوشنبه 12 دی1390ساعت 8 توسط صراحی

منتشر شده در شماره 85 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در شنبه 3 دی1390ساعت 16 توسط صراحی

منتشر شده در شماره 84 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در یکشنبه 27 آذر1390ساعت 21 توسط صراحی

منتشر شده در شماره 82 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 19 توسط صراحی
روز تعطیل تقویم تاریخ

بعد از درخواست حمید استیلی مبنی بر اینکه اگر هواداران نباشد،ما راحت تریم و پس از اینکه در لیگ برتر دهمین باخت پرسپولیس رقم خورد؛ حمید استیلی سرمربی پرسپولیس اعلام داشت اگر داوران و رویانیان و برنامه نود نباشد ما خیلی خیلی راحتتریم. مطبوعات ورزشی و صداوسیما هم نیایند که خیلی خیلی! از همه مهمترمجله تماشگر اگر نباشه که دیگه اوففففف! دیگه اصلن یه وضعی...
رویانیان پس از شنیدن خبر بالا که طی آن استیلی اعلام کرده بود که اگر رویانیان نباشد ما خیلی خیلی راحت تریم گفت: آقای استیلی اگر تو نباشی! ما همه راحت تریم.
هواداران پرسپولیس نیز بعد از خواندن دو خبر بالا که حمید استیلی خواستار نیامدن هواداران به ورزشگاه، و رویانیان خواستار حذف استیلی شده بود؛ طی بیانیهای اعلام کردند: اگر رویانیان و استیلی نباشند که دیگه خیلی خیلی خیلی راحتتریم. دیگه اوففففف اصلن یه وضعی...
عزیز محمدی اعلام کرد که دوره سی و چهارم لیگ برتر را میتواند در یک ماه به پایان برساند. وی در توضیح مطلب خود افزود که ما در هر روز یک بازی برای تیمها در نظر گرفتیم که با این حساب میتوانیم در 34 روز به پایان برسانیم و بازیکنان رو برای مسابقات مقدماتی جام جهانی به اردوی یازده ماهه ببریم.
علی کفاشیان در مصاحبهای اعلام کرد با اینکه ده سال از روزی که بازیکن دو اخطاره تیم امید ایران در مقابل عراق گذشته است؛ و در طول این سالها دو دوره المپیک برگزار شده است. ولی فیفا حکم خود را در مورد صغر سنی، بازیکن عراق این هفته اعلام میکند و ایران در صورت صعود به المپیک، کلیه بازیهای المپیک 2012 تکرار خواهد شد.
مدیر شبکه سوم سیما اعلام کرد از این پس کلیه فینالهای رقابتهای معتبر بین المللی را جواد خیابانی گزارش خواهد کرد. وی در توضیح این تصمیم خود بیان داشت. بررسیهای ما بیانگر آن است که ما با مشکل ازدیاد جمعیت روبور هستیم و همواره با پزارش بازی توسط جواد خیابانی، بیمارستانها پذیرای تعداد زیادی از هموطنان هستند که سکته کردهاند که تعدادی از این عزیزان جان خود را در این راه از دست دادند. و بیشترین کمک را جهت جلوگیری از افزایش جمعیت داشتهاند.
با پخش خبر مرگ میروسلاو بلازویچ، ایرانیان زیادی منتظر بودند که کتابی که بلازویچ مدعی شده بود در آن دلایل شکست ایران در مقابل بحرین در بازی مقدماتی جامجهانی 2002 رو نمایی گردد. ولی از صندوقچه خانه چیرو، تنها یک وصیت نامه به دست آمد که به زبان فارسی نوشته شده بود. کتاب کجا بوده؟ ببخشید ولی به قول ایرانیها شما را سر کار گذاشتم. البته من تلویحا اشاره کردم که همهی جریان این کتاب کشک است که این چلنگر ترجمه کرد. مشکلات ایران ریشه در آن کشک بادمجانی است که شب گذشته خوردهاند. ولی کلن من خیلی باحالم. هار! هار! هار!
منتشر شده در شماره 81 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 19 توسط صراحی

+ مست گردیده در یکشنبه 29 آبان1390ساعت 21 توسط صراحی