|
طنزنوشته ها، دیوانگی ها و عاشقیت های ابوالفضل بنائیان
|

بعد از جنگ جهانی دوم، آن عده از اسرایی که از اردوگاههای کار اجباری شوروی جان سالم به در برده بودند. بعد از سالها به خانه بازگشتند.سرباز آلمانی بعد از سالها اسارت به میهن خود بازگشته است و دختر 12 سالهاش او را منتظر است. پدر سعی میکند دختری را به یاد بیاورد که آخرین بار، فرزندش یک ساله بود که او را در آغوش گرفته بود. اما انگشتهای تردید دختر، گویی این خوشبختی را باور ندارد. پدرش را نمیشناسد انگار. با انگشتهای یخزدهی خود جوری بر صورت پدر دست میکشد که انگار میخواهد یک رویا را لمس کند. چشمانش پر اشک است و میترسد که نکند بازگشت پدر خواب باشد. مرد پشت سر، انگار او را هل میدهد به دهانهی رسیدن و این دستهای پدر است که محکم دختر را در بر میگیرد که نکند دست روزگار، دوباره بین این دو فاصله اندازد.
عکاس: Helmuth PIRATH
+ مست گردیده در یکشنبه 27 فروردین1391ساعت 0 توسط صراحی
+ مست گردیده در پنجشنبه 25 اسفند1390ساعت 8 توسط صراحی
شونصد سال بعد در چنین روزی
فوتبال علی کیروشی!
کمیته ضددوپینگ در تجدید نظر به حکم دوپینگ بازیکنان سرخابی، در حکمی سختگیرانه بازیکنان را محکوم به حرکات منشوری در ملا عام و صرف شام در اتاق شخصی بازیکنان کرد و در یک اقدام باورنکردنی به این بازیکنان گفت:«بچهی بد»!
اتحادیه مربیان فوتبال دنیا طی اطلاعیهای از زمات بیشائبه حسین هدایتی در امضای قرارداد حرفهای و تسویه حسابهای فوق تخصصی با مربیان دست چندم خارجی مانند تومباکوویچ، یونگ و وینگادا تقدیر و تشکر کرد.
کارلوس کیروش بعد از تساوی با استفاده از تاکتیک «علی اصغری» و با استفاده از پرتاب اوت و سانترهای بیهدف توانست برابر اردن به تساوی برسد. این هفته بازیکنان تیم ملی را به تپههای داودیه برد و بازیکنان را با شیوهی ارسال توپهای «بکش زیرش» آشنا کرد و ضمنا از پایان رافت برای شرکت در اردوی تیم ملی دعوت کرد.
پس از خروج پین از پای آندرانیک تیموریان، پزشک استقلال اعلام کرد که آندرانیک تیموریان همچنان قادر به بازی برای تیم استقلال نیست. شنیده میشود که جراحان، ظاهرا پیش گوشتی و انبردست را در پای آندو جا گذاشتهاند.
بعد از کری بهرام شفیعی برای عادل فردوسیپور در برنامه «ورزش و مردم»، عادل فردوسیپور نیز در برنامه نود گفت: هوادران به من لفب «سوبله چوبله» را دادهاند و این از هر قهرمانی برای هوادران نود ارزشمندتر است.
بعد از کشف «رضا حقیقی شاندیز» توسط کیروش در بازی ایران برابر اردن، سرمربی تیم ملی تصمیم دارد تا «حسن مجازی طرقبه» را در بازی ایران – قطر به بازی بگیرد.
شنیده میشود که تعدادی از کاندیداهای ریاست فدراسیون فوتیال اقدام به پخش سی دی های افشاگرایانه سایر کاندایداها در بین اعضای مجمع فدراسیون فوتیال کردهاند. گفتنی است که هفته پیش بعضی از کاندیداها اقدام به پخش شارژ رایگان ایرانسل و سیب زمینی در بین اعضای مجمع کرده بودند.
منتشر شده در شماره 95 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در چهارشنبه 17 اسفند1390ساعت 19 توسط صراحی
نقدی بر فیلم «چیزهایی هست که نمیدانی»

«قفس آهنین» تعبیری است که ماکس وبر در باره پیامدهای منفی مدرنیته به کاربرده است. «استعاره ی قفس آهنین» یکی از برجسته ترین انگاره های وبر برای توصیف انسان در جهان مدرن است. او اعتقاد داشت که عقلگرایی در دوران مدرنیته، انسان را به شرایطی سوق میدهد که احساس میکند در یک قفس آهنین زندگی میکند.
در فیلم «چیزهایی هست که نمیدانی»، با جهانی روبرو هستیم که یک سر
درهمریختگی است و سردرگمی، انسان عصر مدرن، . در روزگار آشفتگی، تنها به
عقل خود رجوع میکند. .غافل از آنکه، اولین قربانی عقلانیت ، هویت
فردی آحاد انسانی، و نخستین حق به یغما رفتهی آدمی، آزادی او و،
اولین صفت انکار شدهی بشر، آزادگی اوست؛ زیرا فرد، مهرهای در ماشین
خودکار جامعه است و جامعه اسیر سرپنجهی غول تکنولوژی.
علی شخصیت اصلی فیلم با بازی علی مصفا، انسانی است رها شده که بیاعتنایی
آگاهانهای نسبت به دنیای پیرامون خود دارد و اکنون در قفس آهنین زندگی
مدرن افتاده است و چه راهی میماند برای او که از خلق فاصله بگیرد و سکوت
اختیار کند. از سهم او از دنیا، یک پنجرهای خیالی مانده است که تنها امیدش
است هنگام بازگشت به خانه.
بیتفاوتی و سکوت او چارهی محتوم انسان است در دوران مدرنیته چرا که
ساختار اجتماعی دوران مدرن به گونه ی است که انسان دیگر، قادر به ارزیابی
واحیاناً انتخاب نیست. زیرا انتخاب و گزینها ی برای انتخاب وجود ندارد.
قواعد مجرد دنیای مدرن، راهی را برای انتخاب در قفس آهنین باقی نمیگذارد.
دنیای مدرن به عقیده ماکس وبر، ارزشها را به ضد ارزش و اخلاق را واژگونه
ساخته است. پس چه انتظاری به علی میتوان داشت که در مقابل سوالهای سیما
در کافیشاپ، به جز سکوت، راهی در مقابل داشته باشد.
شخصیت اصلی فیلم، در شهری زندگی میکند که گویا آدمیان برایش و حتی برای
خودشان بیگانهاند. عقلانیت و منفعت طلبی، انسان را سوق داده است به سمت
آنکه با دیگران غریبه باشد و از این ورطهی هولناک، تنها در پی سود و منفعت
خویش باشد. سیما که نماد عقل منفعت اندیش در فیلم است، علی را رها کرده
است . رانندهی تاکسی از ترس محکومشدن، حاضر به رساندن بیمار به بیمارستان
با ماشین خود نیست. و مترجمی که از محیط بیرون میترسد ؛ تنها نمونههایی
از آشفتگی دنیای مدرن فیلم هستند. اما علی، در مقابل همهی اینها فقط سکوت
میکند. دنیا به سوی واژگونی پیش میرود و مردم همه منتظر زلزلهای هستند و
از این فاجعه استقبال میکنند. گویی این فاجعه، همان معجزهای است که هر
لحظه آرزو میکنندش. عقلانیت روز به روز بر انسانیت و جامعه حاکمیت بیشتر
دارد تا جایی که هیچ راه نجاتی برای انسان و جامعه وجود ندارد. و انسان
وامانده از عقلانیت مدرن، تنها راه نجات خود را در معجزه و فاجعه میداند.
ماکس وبر اعتقاد داشت که هيچ نيروي اسرار آميز و غيرقابل پيش بيني وجود
ندارد كه در جريان زندگي مداخله كند و اينكه ما ميتوانيم هرچيزي را به
واسطه پيش بيني و با قوهی عقل، مهار كنيم. و انسان محکوم است که در این
دنیای جدید همچون پرندهای در قفس آهنین، تسلیم قوانین گردد. در این دنیا
میباید تنها معجزه یا فاجعهای رخ دهد تا انسان بر مدرنیته چیره گردد زیرا
که از دیدگاه جامعه شناسی فاجعه، پدیده ای اجتماعی است که موجب برهم
ریختگی کارکرد و ساختار یک نظام اجتماعی و نهادهای درون آن برای یک دوره
کوتاه مدت می شود ولی باعث از بین رفتن این نظام ها و نهادها نمی شود. و از
طرفی تنها راه نجات فردی برای انسانها در مقابل هجمه مدرنیته است. که در
غیر این صورت این انسان است که میباید از اجتماع فرار کند تا کمترین
تاثیری از مدرنیته داشته باشد. ولی در دنیای سینما، این معجزه رخ میدهد.
زنی با تمامی ظرافتها و مهربانیهایی که نشانی از نوستالژی گذشته علی
است(همانطور که در فیلم بیان میشود). ناگاه پا به دنیای علی میگذارد و
باعث میشود که شخصیت اصلی فیلم را از غار تنهایی بیرون بکشد. لیلا حاتمی
در فیلم نماد همان نوستالژی شیرین گذشته است و مهتاب کرامتی همان عقل
منفعتاندیش.
معجزه رخ میدهد و قهرمان فیلم از قفس آهنین بیرون میآید. معجزهی عشق،
حوالت تاریخ است برای ماکس وبر که دنیا را در عصر مدرن چون قفسی آهنین تصور
کرده بود و زبان سینما، پاسخی به تمامی ادعاهای جامعهشناسی میدهد.
«چیزهایی هست که نمیدانی»، یک ملودرام آرام است که علیرغم ریتم کتد و
دنیای ساکن آدمهای فیلم، حوصلهی مخاطب را سر نمیبرد. قصهاش را تعریف
میکند و بیادعا تنها راه گریز بشر از دنیای بیرحم عقلانیت را، عشق
میداند و مخاطب را با ارجاعهای شیرینش به راننده تاکسی اسکورسیزی یا خشت و
آدینه گلستان، سرحال میآورد.
منتشر شده در روزنامه تهران امروز ، آفتاب ، نقد سینمای ایران و خبرگزاری الف
+ مست گردیده در جمعه 12 اسفند1390ساعت 22 توسط صراحی
1- برای ترفیع درجه از «گروهبان قندلی» به مقام شامخ «ژنرالی»، باید بچه جوادیه باشید! اگر فکر میکنید که اگر اهل این محلههای گوگولی مگولی تهران هستید؛ فکر ژنرال شدن را از سرتان بیرون کنید.
2- برای ژنرالی شما، هیچ عنصری به اندازه ادبیات جوابگوی راه شما نیست. شما باید بتوانید پابه پای فرهنگستان ادب پارسی، واژه جدید به ادبیات اضافه کنید. در نظر داشته باشید که این واژهها مانند «کل یوم» و« ممنوندار»، بتوانند استخوانهای حافظ و سعدی را در گور به ویبره در بیاورند.
3- ریاضیات نیز اصل اساسی ژنرال بودن است. البته ریاضیات مدرن. مثلا یک روز باید از خواب بلند شوید و ادعا کنید که مجموع زوایای دایره بیشتر از سیصد و شصت درجه است. البته این حرف را باید به زبان فوتبالی بزنید. مثلا بگوئید: «اگر پنالتی مهدویکیا گل میشد؛ وضعیت ما 360 درجه فرق میکرد!»
4- تاکتیک و فوتبال علمی، راز بقای شماست. در تیمتان همیشه باید چند اوتانداز حرفهای باشد. سانتر و ضربه سر (شما بخوانید فوتبال علیاصغری) تاکتیک همیشگی شما در فوتبال است. گل که زدید؛ دو مدافع بیاورید. صحبتهای تاکتیکی(؟) را همیشه به داور با لحن همیشگیتان بگوئید. مطمئن باشید که داور بهتر از بازیکنانتان میتواند برایتان موقعیت گل خلق کند یا پنالتی بگیرد.
5- به یاد داشته باشید که علت باخت شما، همیشه داور است. علت بردهایتان هم تمرینات علمی و تاکتیکی شماست. البته از داور و تماشاگران هم تشکر کنید.
6- دستهای پشت پرده همیشه، مانع از قهرمانی تیمهای تحت امر شما میشود. مثلا همین سپاهان، آنقدر در دو فصل گذشته برایش پنالتی گرفتند تا مجبور شد قهرمان شود. یا خود ابراهیم توره، زمانی که در پرسپولیس بازی میکرد. یک دفعه توسط دستهای پشتپرده سه اخطاره شد تا نتواند جلوی استقلال بازی کند که مربی استقلال آن روزها مجبور شد؛ رکورد بدون باخت خود مقابل پرسپولیس را حفظ کند. سال بعد هم به سپاهان پیوست تا تمامی شایعهها را تکذیب کند.
7- اگر با خرد جمعی سرمربی تیم ملی شدید؛یک مینیبوس از منتقدان خود را عضو کیته فنی تیم ملی کنید تا کسی نتواند از شما انتقاد کند. آخرش هم که به علت نتایج ضعیف، برکنار کردند؛ تا آخر عمر بگوئید که فلان بودید و برنامه چندساله داشتید.
8- با خارجیها، پدرکشتگی داشته باشید؛ اصلن همین خارجیها بودند که همیشه توی بازیهای بینالمللی مغلوب تاکتیک مدرن علیاصغری شما نشدند. همین خارجیها بودند که تیم ملی را از چنگ شما درآوردند. اصلن چه معنایی دارد که مربی فوتبال چشمآبی باشد؟
9- اخلاق در ژنرال شدن، همیشه حرف اول را میزند. به هر بازیکنی که به شما اعتراض میکند؛ هر حرفی را خواستید بگوئید. به یاد داشته باشید که لقمان حکیم فرمودند: ادب را از مربی خود یاد بگیرید! شاخ بازیکنان را بشکنید، بدانید که حرفها و الفاظی که شما نسبت به بازیکنان به کار میبرید؛ باعث میشود که بازیکنان تادیب شود و دیگر کار بیادبی نکند.
10- ولی اما مهمترین نکته ژنرال شدن در یک کلمه نهفته است. بدون این کلمه امیرخان که هیچ، محال است اردشیر شویدحتی. این کلمه, معجزه میکند. این کلمه تمامی خبرنگاران را تادیب میکند. این کلمه همه را سر جای خودشان مینشاند. این کلمه چیزی نیست جز «علی». علی فقط رفیق شما نیست. علی، درجههای روی دوش ژنرال است. علی از میکروفون سالن کنفرانس هم مهمتر است.
شونصد سال بعد در چنین روزی
سقوط F16
به دنبال سقوط F16 کشور سعودی در ورزشگاه، منابع اطلاعاتی اعلام کردند که علت سقوط این هواپیمای عربی، عدم حضور خلیان در هنگام پرواز بوده است. شنیده میشود که خلبان هواپیمای نامبرده به علت بدهی مالیاتی خود از حضور در کابین خلبان سر باز زده بوده است.
عدهای از کاندیداهای ریاست فدراسیون فوتبال، اقدام به پخش سیبزمینی و ماکارونی رایگان در بین اعضای مجمع فدراسیون فوتبال کردهاند. همچنین شنیده میشود که یکی از کاندیداها اقدام به توزیع کارت شارژ ایرانسل کرده است.
سعید مظفریزاده که در هفته گذشته با اعلام چهار پنالتی در بازی پرسپولیس و صبا، تعجب همگان را برانگیخت، در ادامه فعالیت خود در دیدار آسیای سه بار سوت خود را به نشان پنالتی به صدا درآورد. از سوی کمیته آمار و ارقام فدراسیون فوتبال به عنوان سلطان پنالتی قرن بیست و یکم اعلام شد.
رئیس کمیته ضد دوپینگ فدراسیون فوتبال اعلام کرد که بازیکنان دوپینگی که با ماده جدید، دوپینگ کردهاند با پشت دستی و سبیل آتشین بزودی جریمه و مجازات خواهند شد.
دروازهبان خارجی پرسپولیس که اخیرا توسط باشگاه برای بازی در جام باشگاهها به خدمت گرفته شده بود. در اولین بازی آسیایی پرسپولیس سه گل دریافت کرد. شنیده میشود که وی مشکل شنوایی داشته است و نمیتواند با مدافعان خود هماهنگیهای لازم را داشته باشد.
برادر بازیکن مشهور برزیلی «ریکاردو ایزکسون داس سانتوز لیته» ملقب به «کاکا» طی مصاحبهای اعلام کرد که : «حساب حسابه، کاکا برادر»
تاتار بعد از گفتگوی جنجالی خود با علی دایی در برنامه نود اعلام کرد:« من دایی را خیلی دوست دارم ولی بیشتر مدیون عمهام هستم» !
داماش گیلان که در هفتههای میانی لیگ برتر به تملک حسین هدایتی درآمده بود. بعد از مدیریت جدید و تعویض 6 سرمربی و 8 مدیرعامل و 10 سرپرست، به دسته پائینتر سقوط کرد.
شیث رضایی برای هشتمین بار به پرسپولیس باز میگردد و اعلام میکند که از گذشته درس گرفته و دیگر دنبال حاشیه نمیرود. در اولین بازی پرسپولیس مقصر اصلی معرفی میشود و در بازی بعد با یک حرکت ديگر از ناحيه انگشت دچار مصدوميت و از پرسپولیس اخراج و یک میلیارد تومان جریمه میشود.
شونصدسال بعد در چنین روزی
بزرگترین ورزشکار تاریخ ورزش ایران
حسین رضازاده، به عنوان بزرگترین(؟) ورزشکار تاریخ ورزش ایران انتخاب شد.
بعد از اینکه از کیک و ساندیس به عنوان علت نتایج ضعیف باشگاه ذوبآهن اصفهان اعلام شد. مدیرعامل این باشگاه اعلام کرد از این بس با رانی و کیک یزدی تمامی مشکلات را حل خواهیم کرد.
باشگاه استقلال طی نامهای از موسسه رکوردهای گینس درخواست کرد تا نام حسین علوی را به عنوان بدترین خرید نیم فصل تاریخ فوتبال جهان در لیست رکوردها قرار دهد. گفته میشود که حسین علوی در طول قرارداد ده ساله خود برای استقلال، حتی یک دقیقه هم برای این باشگاه بازی نکرده است.
باشگاه استقلال بعد از مصدومیت 5 بازیکن دیگر خود با 8 بازیکن به زمین رفت. که از این 8 بازیکنف سه نفر دروازهبان بودند. شنیده میشود که نام باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال به زودی به نام بیمارستان پاراالمپیک استقلال تغییرنام خواهد یافت.
محمد رویانیان تهدید کرد که در صورتی که باز هم دروزاهبانهای پرسپولیس از راه دور گل بخورند؛ سهمیه بنزین دروازهبانهای خود را لغو خواهد کرد. وی که کاملا عصبانی به نظر میرسید در ادامه گفت: اگر هواداران به ورزشگاه نیاید؛ کل سهمیه خودروهای ایران لغو خواهد شد.
علی کفاشیان از سوی صداوسیما به عنوان بهترین بیننده برنامههای طنز صداوسیما انتخاب شد.
محمدحسین قریب، ساور و سعیدلو اعلام کردند که هرکس که با خداوند لابی کند، در انتخابات فدراسیون فوتبال به عنوان رئیس انتصاب خواهد شد.
منتشر شده در شماره 93 و 94 هفتهنامه تماشاگر
با این توضیح که «مطلب چگونه ژنرال شویم» توسط مدیرمسئول برای انتشار نامناسب ارزیابی گردید!
+ مست گردیده در یکشنبه 7 اسفند1390ساعت 18 توسط صراحی
در رشتههای فیلمهای روانگردان با تشکر و تحسین از پیشکسوتان این سینما، اسکندر کوتی و بهرام شفیعی، سیمرغ بلورین به فیلم میگرن ساخته جواد خیابانی تعلق گرفت.
در رشته فیلمهای پلیسی، هیئت داوران را به خاطر تلاشها، اقدامات و نوآوریهای بینظیر در ابداع و اختراع منشور اخلاقی فوتبال، فیلم گشت ارشاد را به کارگردانی عزیزمحمدی و حجه الاسلام علیپور را مفتخر به دریافت سیمرغ بلورین میکند.
در رشته فیلمهای معمایی نیز فیلم تلفن همراه رئیس جمهور ساخته علی دائی توانست به زور جایزه سیمرغ را از آن خود کند. گفتنی است که علی دائی با اون بالایی لابی کرد و سرمربی تیم ملی شد و تیم ایران را از رسیدن به جامجهانی محروم کرد.
دبیرخانه جشنواره، جایزه فیلم محبوب نویسندگان و منتقدان را به امیر قلعه نویی به خاطر افزودن لغاتهای کل یوم و ممنون دار به ادبیات فارسی، اهدا کرد.
بهترین بازیگر نقش اول مرد نیز به ولید علی بازیگر فیلم بی خداحافظی ساخته باشگاه استقلال تعلق گرفت که بازیکن عراقی برای دریافت جایزه خود روی سن نیامد.
دیپلم افتخار بازگر نقش مرد نیز به علی کفاشیان به خاطر ایفای نقش بی خاصیت خود در فیلم بی خود و بی جهت دریافت کرد.
جایزه بهترین طراحی صحنه البته در تهران نماند. هیئت داوران بعد از سالها جدال و کار کارشناسی از بین تماشاگران انزلی، رشتی، تبریزی و شیرازی، جایزه بهترین طراحی صحنه را به فیلم پذیرائی ساده با همت تماشاگران تبریزی اهدا کرد که با دست خالی و چند مشت برف، یک میهمانی رویای را برای استقلال رقم زدند.
در رشته فیلمهای ملودارم نیز دو بازیکن پرسپولیس که از ناحیه انگشت مصدوم شده بودند توانستند به خاطر تهیه فیلم یک عاشقانه ساده، سیمرغ بلورین را از آن خود کنند.
جایزه بهترین طراحی لباس نیز به صورت مشترک به تیمهای سایپا و مس کرمان به خاطر فیلم به یادماندنی نارنجی پوش رسید.
اما زرشک طلایی هیئت داوران به کلیه نشریاتی تعلق گرفت که مطالب تماشاگر را به نام خودشان کپی میکنند که همچون فیلم زیبایشان یک سطر واقعیت، نام نشریهشان واقعی و حقیقی میباشد.
هیئت داوران در پایان از فیلمهای پله آخر به تهیه کنندگی مس سرچشمه، در انتظار معجزه به کارگردانی حمید استیلی و محرمانه تهران با بازی خشایار محسنی تقدیر به عمل آورد.
تقویم تاریخ منتشر شده در شماره 92هفتهنامه تماشاگر
قطع برق پربرکت
امیر قلعهنویی استقلالی دوآتشه و سرمربی تراکتور سازی بعد از باخت استقلال در دربی، به صورت کاملا خودجوش در شهر شیرینی پخش کرد و حمید استیلی پرسپولیسی دوآتشه، نیز تا صبح گریست. شنیده میشود که علت خوشحالی امیرخان، دهه فجر و اشکهای استیلی، اشک شوق بوده است.
با پیگیریهای تماشاگر مشخص گردید که اداره بازرگانی صداوسیما، عامل اصلی قطع برق در بین دو نیمه بازی بوده است. شنیده میشود که با همین قطع برق چند دقیقهای درآمد صداوسیما، چند برابر شده است.
مهرداد پولادی پس از صدور رضایت نامهاش از باشگاه مس، دوباره بر علیه بلازویچ و مدیران تیم مس مصاحبه کرد.
اپراتورهای تلفن همراه، طی اطلاعیهای از ایمون زاید به خاطر هتریک در دربی تقدیر به عمل آوردند. گفته میشود که بعد از برد پرسپولیس در دربی سنتی، میلیاردها پیامک توسط هوادران پرسپولیس ارسال گردیده است.
پرویز مظلومی در مصاحبهای اعلام کرد که علت باخت استقلال در دربی، تلاشهای ناموفق فرهنگستان ادب پارسی در یافتن لقبی بر وزن دوبله سوبله برای عدد پنج است.
صداوسیما طی پیشنهادی به سازمان لیگ اعلام کرد که قانونی به تصویب هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال برسد که طی آن زمان استراحت بین دو نیمه داربی از پانزده دقیقه به سی دقیقه افزایش یابد.
فرزامی بعد از اینکه دنیزلی را در یک مصاحبه، مجری تلویزیونی خطاب کرده بود و همین مربی، با سه تعویض، نتیجه دربی را به سود خود برگرداند؛ در مصاحبهای اعلام کرد که مظلومی و فتح ا... زاده، حتی ترابری فیلمهای سینمایی نیستند.
+ مست گردیده در چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 14 توسط صراحی
1- برای جذابتر شدن دربی، در شب قبل از بازی برای بازیکنان فیلم گلادیاتور را به نمایش بگذارید تا روحیهی جنگندگی بازیکنان در روز مسابقه افزایش یابد.
2- در صورتی که کمیته انضباطی بیخیال دربی شود؛ مطمئن باشید که یکی از تماشاییترین دربیهای تاریخ را رقم بزنید. به یاد داشته باشید که همیشه دربیهایی در خاطر مخاطب میماند که یک چندتایی زدوخورد در آن باشد. مثلا خود شما، مشت برومند به پایان رافت را مثل روز روشن به یاد دارید ولی نمیدانید در همان بازی چه کسی گل زده است.
3- برای فراگیرشدن و حتی بینالمللی شدن دربی کافی است که بازیکنان را برای شادی پس از گل آزاد بگذارید. مطمئن باشید که همیشه بازیکنان، یک چندتایی نوآوری برای رو کردن دارند.
4- محرومیت شیث رضایی و نصرتی را نیز لغو کنید. دنیا را چه دیدید شاید پرسپولیس هم گل زد!
5- به جای آنکه کلی توضیح دهید که چرا گزارش دربی را به فلانی دادهاید؛ از خیابانی و کوتی و کوثری و شفیعی بخواهید که دربی را به طور مشترک و در هم گزارش کنند. مطمئن باشید که بزودی کاست و سیدی گزارش مشترک این چند نفر در دربی به عنوان پرفروشترین موسیقی سال انتخاب خواهد شد.
6- ترتیبی اتخاذ کنید که کارتهای داور، فقط جنبهی نمادین داشته باشد. یعنی بازیکنان بعد از کارت قرمز از زمین بیرون نرود. در این صورت همدلی در بین بازیکنان افزایش مییابد.
7- برای تعیین برندهی بازی، یک مسابقهی کشتی بین رویانیان و فتح ا...زاده برگزار کنید!
8- برای جلوگیری از پرتاب صندلیهای ورزشگاه به درون زمین یا شعارهای غیراخلاقی تماشاگرنماها، جریمههای فوتبالی در نظر بگیرید. مثلا بگوئید اگر پرسپولیسیها شعار بدهند؛ دوباره حمید استیلی، سرمربی پرسپولیس خواهد شد. مطمئن باشید با این روش تمامی تماشاگران دست به سینه روی سکوها خواهند نشست.
9- برای پیشگیری از ایجاد حاشیه و جنجال توسط مربیان نیز از تنبیهات آب و هوایی استفاده کنید. مثلا بگوئید که در صورتی که مربیان به داور اعتراض کنند؛ با استفاده از هواپیما در ورزشگاه باران مصنوعی باریده خواهد شد. باور کنید با این روش نه کسی اعتراض میکند. نه زانوی کسی درد میگیرد.
10- برای بررسی داوری بازی به صورت مشترک از غیاثی و نصیرزاده بخواهید که کارشناسی کنند. در این روش بحثهایی جذابی مطرح خواهد شد که هیچکس به اشتباهات داوری فکر نمیکند.
11- در بین دو نیمه تصاویری از جنجالهای دربیهای گذشته را از طریق اسکوربورد پخش کنید. خلاصه به یاد داشته باشید که لقمان حکیم در پاسخ سوال «ادب از که آموختی؟» چه فرمودهاند.
12- داوری بازی را به تماشاگران بسپارید. بدین صورت که تماشاگران از طریق هو کشیدن، تشویق کردن یا پرتاب صندلی نظر خودشان را در مورد صحنههای بازی اعلام کنند.
13- برای سرگرم کردن تماشاگران، یک جُنگ پر از هیجان ترتیب دهید. بدین صورت که کفاشیان جوک تعریف کند. یا غلام پیروانی شعر بخواند. یا اصلن مسابقه ماست خوری با حضور مربیان سابق سرخابیها یعنی علی دایی و قلعه نویی برگزار کنید. خدا رو شکر خواننده هم که داریم: رضا عنایتی!
شونصد سال بعد در چنین روزی
مورد عجیب بنجامین باتن
باشگاههای لیگ برتر فوتبال طی اطلاعیهای از میثاق معمارزاده حمایت کردند. در این اطلاعیه آمده است که معمارزاده دروازهبان جسور و باتجربهای است که تنها با حضور در درون دروازه پرسپولیس تا آخر فصل میتواند به روزهای اوج خود برگردد. در ادامهی این اطلاعیه آورده شده: در این روزها که باشگاه پرسپولیس عملا هیچ امیدی به قهرمانی ندارد و این باشگاه میتواند با میدان دادن به این دروازهبان، خیال صدرنشینان را آسوده کند و همچنین کورسوی امیدی را نیز برای فانوس نشینان لیگ روشن کند.
هفته گذشته، وزیر ورزش ایران به عراق رفت تا با وزیر ورزش عراق تفاهم نامهای امضا کنند. در تفاهم نامه ای که بین وزیر ورزش ایران و عراق امضا شده است؛ آمده است که لطفا بازیکنان عراقی شاغل در ایران زیاد مرخصی نروند و در صورتی که به مرخصی رفتند خیلی سریع به باشگاه خود برگردند. و حتی اگر سریع بازنگشتند؛ قربون دستشون، هنگام بازگشت با مربی و همتیمیهای خود دعوا نکنند. و اگر خدای ناکرده دعوا کردند؛ حتما لازم بوده، فداشون بشم حالا تورو خدا از باشگاه خود قهر نکنند. ولی اما در صورتی که قهر کردند و به باشگاه جدید رفتند. برای باشگاه جدید خود حداقل بازی کنند.
دیوید فینچر اعلام کرد که ایدهی فیلم«مورد عجیب بنجامین باتن» را از روی بازی فرهاد مجیدی و علی کریمی در ذهن او پدید آمده است. وی افزود: این دو بازیکن هر چه پیرتر میشوند بهتر بازی میکنند.
قلعه نویی بعد از اینکه گفته بود به جان محمدم فوتبال را کنار میگذارم؛ اگر توپ به دست حاج صفی خورده باشد و پس از اینکه مشخص شد که وی اشتباه کرده است گفت: من اصلا پسری به اسم محمد ندارم.
کرانچار بعد از صدرنشینی سپاهان و جملهی معروف او که گفته بود «من بلدم که چگونه از روی استقلال بپرم» به عنوان نماینده کرواسی در رشته پرش از روی مانع برای مسابقات المپیک معرفی شد.
به دنبال رفت و آمدهای گسترده خشایار محسنی به فدراسیون فوتبال، عزیزمحمدی طی نامهای از کفاشیان خواست که یکی از اتاقهای ساختمان فدراسیون را در اختیار این دلال دوست داشتنی قرار دهد.
طرح تخریب به جای تکمیل ورزشگاههای ایران بزودی در کل کشور اجرا خواهد شد. سازمان تربیت بدنی اعلام کرد که ما قبلا نمونه اجرای موفق این طرح را در آبادان به وضوح مشاهده کردهایم.
پس از کاهش تیمهای لیگ برتر به 12 تیم، بررسی طرح افزایش تیمها تا 18 تیم در دستور کار سازمان لیگ قرار گرفت.
منتشر شده در شماره 91هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در سه شنبه 18 بهمن1390ساعت 9 توسط صراحی
آفساید
1- فرفری: فردوسیپور شدن بدون موهای فرفری تقریبا محال است. اگر موهای فرفری ندارید همین جا این متن را رها کنید و سراغ یک شغل دیگر بگردید! فقط در خاطر داشته باشید که هرگز سراغ فرمژه نروید. زیر فرمژه برای مژه است نه موی سر! ( سلام حاج فتل!)
2- صحبت کردن با سرعت سی کلمه در ثانیه: جوری که نه خودتان متوجه شوید نه کس دیگر! چون سرعت صحبت کردن مردم عادی بسیار پائینتر از رکورد شماست، با این ویژگی میتونید هر بلائی که خواستید بر سر مخاطب خود بیاورید. در این روش مخاطب باید بعد از ضبط برنامه، چند بار آن را به صورت حرکت آهسته ببیند تا بفهمد چه تیکهها و متلکهائی را نوش جان کرده است.
3- عکس: برای فردوسی پور شدن باید شما قادر باشید بین دو عکس روی دیوار دعوا بیاندازید؛ جوری که بزنند شیشه قاب عکس همدیگر را خرد کنند. نقش شما حین دعوا بسیار تعیین کننده است، باید آرام بنشینید و لبخند بزنید! برای شروع میتوانید از دو قاب خالی عکس شروع کنید.
4- کت چرم: کت چرم از نان شب برای این سبک واجبتر است. به خاطر داشته باشید که تحت هیچ شرایطی نباید این کت را از تنتان بیرون بیآورید، حتی موقع خواب یا استحمام، تابستان و زمستان هم فرقی ندارد. کت چرم، ضامن امنیت شغلی شماست.
5- اطلاعات: برتری شما نسبت به بقیه مجریان و گزارشگران فوتبال در این زمینه نمود میکند. باید بدانید که مسی پارسال قبل از کلاسیکو شام چه خورده است یا چرا برادرزن کریستیانو رونالدو بادمجان دوست ندارد. هرچه اطلاعات شما عجیب غریبتر باشد، توفیق شما بیشتر خواهد بود.
6- مخابرات: عادل شدن بدون مخابرات تقریبا محال است؛ شما تقریبا به تمامی شماره تلفنهای ایران نیاز دارید. این بانک اطلاعاتی شما باید این قدر کامل باشد که بتوانید برای پیدا کردن مسئولان فدراسیون پای مادرزن و کل فک و فامیل را به برنامه بکشانید. دیگر فایده مخابرات برای شما پیامک است، برای یک برنامه 90 باید بتوانید هر دقیقه تعدا پیامکها را اعلام کنید و قربون صدقه مخاطب بروید.
7- دکور: هر سال دکور برنامه را عوض کنید، سایز تلویزیون توی استودیو را دوبرابر کنید، یک پیچ گوشتی و انبردست را برای افزایش طنز برنامه در دکور جا بگذارید.
8- لغتسازی: آمار میگوید تعداد واژگانی که در طول این سالها فردوسیپور به ادبیات فارسی اضافه کرده است از پیشنهادهای فرهنگستان ادب پارسی بیشتر بوده مانند بازیکن گلنزن، کاپیتان همیشه معترض، ...
9- نامگذاری: از ابتدا روی تمامی فوتبالیها نام بگذارید: اف سی استیل بالیوود، آقای امیرکبیر، آقای خاص، ...
10- مونولوگ نویسی: در این سبک باید قادر باشید به شیوه مسعود کیمیائی مونولوگ بنویسید؛ مثلا بگوئید: خداحافظ جامجهانی! خداحافظ برانکو! یا بگوئید :چه پایان تراژیکی داشت این بازی یا بگوئید: کریمی همه رو فریب میده، حالا خودشم فریب میده و توپ رو جا میذاره یا پیروز قربانی با این گل تیم پیروزی رو قربانی میکنه تا استقلال پیروز این میدان باشه، عبداله قوسی ضربه کرنر رو میزنه؛ ضربه کرنر رو اتفاقا قوسی هم میزنه
11- حافظه: برای فردوسیپور شدن، باید حافظه زیر سی ثانیه داشته باشید. همه چیز را فراموش کنید. با بعضیها دو بار سلام و احوال پرسی کنید. به بعضیها اصلن سلام نکنید. کلا همه چیز را از خاطر ببرید.
روزتعطیل تقویم تاریخ
بازگشت فرهاد!
بعد از ادامه عدم گلزنی فرهاد مجیدی در الغرافه و اخراج او از این باشگاه قطری، فرهاد مجیدی اعلام کرد که دلش برای هواداران استقلال تنگ شده است و دیگر نمیتواند در خارج از ایران بازی کند. وی افزود: که علت گل نزنی وی در باشگاه قطری این بوده است که چشمهای هواداران جای توپ جلوی چشم او میآمده است.
شنیده میشود که هفته گذشته پرویز مظلومی که فراموش کرده بود خریدهای منزل را برای همسر خویش انجام دهد در مقابل اعتراض همسر خود گفت: من برای استقلال، چهارتا دربی را بردهام و ارزش برد در دربی، بیشتر از قهرمانی و خریدهای منزل است.
باشگاه پرسپولیس از موسسه گینس درخواست کرد که نام سه کاپیتان پرسپولیس را به عنوان مسن ترین کاپیتانهای تاریخ فوتبال در این کتاب ثبت کند. گفته میشود که مجموع سن کاپیتانهای پرسپولیس 107 سال میباشد.
عزیز محمدی اعلام کرد که هیچ باشگاهی حق ندارد قرارداد بازیکنان خود را به دلار یا سکه طلا ثبت کند.
امیر قلعه نویی که هفته پیش در مقابل پرسش چرایی اعتراضهای او به داور گفته بود که مادرمان ما را نفرین کرده بود. این هفته داور زمین را کتک زد و در جواب گفت: آخه مادرمان ما را کتک هم میزد.
علی فتح ا... زاده در اقدامی خودجوش با یک فرمژه لوگوی برنامه نود را ساخت و به آدرس برنامه نود ارسال کرد.
باشگاه استقلال بعد از سومین باخت پیاپی خود اعلام کرد که ما حتی سقوط به دسته سوم را چون گذشته پیش بینی کردهایم ولی در انتها ما قهرمان خواهیم شد.
سایت رسمی فیفا اعلام کرد که نام مجیدی و کریمی به عنوان کاندیداهای محبوبترین بازیکن فوتبال را حذف کردهاند ولی کاربران ایرانی همچنان مشغول رای دادن به وی هستند. آخرین خبرها حاکی است که تهداد رای این دو بازیکن ایرانی از ده میلیارد عبور کرده است.
منتشر شده در شماره 90 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در سه شنبه 11 بهمن1390ساعت 13 توسط صراحی
منتشر شده در شماره 89 هفتهنامه تماشاگر
+ مست گردیده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 17 توسط صراحی
نقدی بر فیلم«اسب حیوان نجیبی است»

هر نویسنده در رویکرد خود با فیلمنامه، روندی را به کار میگیرد که در طی مسیری بتواند ساختار ذهنی خود را با استفاده از سازوکار سینمایی بیان کند. معمولن نویسندهها در گام اول دو راه و مسیر را پیش پای خود میبینند. معمولا یا با یک موقعیت و یک شخصیت شروع میکنند و یا با چند شخصیت و یک موقعیت. تمرکز بر روی شخصیت، امکانات گسترش طرح را تا حد زیادی افزایش میدهدو خط سیری تاثیرگذار، برای روایت درام قصه در اختیار نویسنده میگذارد. اما وقتی که نویسندهای طرح اصلی یا چندخطی خود را بر اساس یک موقعیت خواسته باشد به پیش ببرد. داستان او با بیان عدم تعادل شروع و با حل این عدم تعادل یا به عبارت دیگر گرهگشایی به پایان میرسد. به طور حتم این عدم تعادل داستانی، آنقدر پرکشش و دراماتیک است که نویسنده را مجاب به نوشتن آن میکند. اما مشکل آنجا آغاز میگردد که نویسنده برای بیان خط سیر داستانی خود که به پردهی دوم سیدفیلدی مشهور است میرسد.
فیلم " اسب حیوان نجیبی است " نمونه کامل داستانی است که با یک موقعیت فوقالعاده داستانی شروع میشود. همانطور که بارها توسط کارگردان خود و رسانهها منتشر شده است: اسب حیوان نجیبی است، داستان یک زندانی است که سعی میکند در لباس پلیس، نهایت استفاده را از 24 ساعت مرخصی خود ببرد. مطمئنا داستانی با این طرح با سو استفاده زندانی پلیسنما آغاز و با برگشت او به زندان پایان مییابد. یعنی زمانی که نویسنده شروع به نوشتن فیلمنامه خود کرده است با یک شروع مثالزدنی و یک پایان داستانی روبرو بوده است. اما در مورد سلسله حوادث داستانی که میباید در پردهی دوم سیدفیلدی فیلمنامه رخ دهد به مشکل میخورد. سیدفیلد به صورت واضحی میگوید که در پردهی دوم، تنها وظیفهی نویسنده، تمرکز بر روی شخصیت اصلی است و برای معیار صحت روایی داستان، این سوال را میپرسد که آیا شخصیت اصلی داستان در پردهی دوم، حضوری فعال و تاثیرگذار دارد؟
پر واضح است که نویسندهی فیلمنامه « اسب حیوان نجیبی است» بعد از بنانهادن طرح کلی، معرفی شخصیت اصلی و بیان گره اولیه ( مجرم بدهکاری که پول ندارد تا حق حساب مامور پلیس را بدهد) با هیچ داستانی عملا روبرو نیستیم. و شخصیت اصلی این داستان، تقریبا تبدیل به یک بیینده میشود و هیچ تاثیری را بر سلسله حوادث داستانی ندارد. نویسنده برای فرار از این مشکل شروع به معرفی آدمها میکند و تا آنجا که میتواند تیپهای رنگارنگ را به قصه دعوت میکند. ولی هیچکدام از آدمهای معرفی شده، تبدیل به شخصیت نمیگردند و علیرغم بیان زمینه و گذشتهی این آدمها، حس همذاتپنداری مخاطب را بر نمیانگیزند. و از همه مهمتر اینکه به تعبیر ادوارد دیمیتریک، شخصیت اگر به درستی توسط نویسنده خلق گردیده باشد؛ به محض حضور در کنار دیگر شخصیتها بر اساس تفاوتهای شخصی و پسزمینهی خویش، داستان را با کشمکش روبرو میکنند ولی در این فیلم شخصیتهای رنگارنگ نویسنده هیچ چالش اساسی در روایت داستان ایجاد نمیکنند یا اساسا کشمکشهایشان کمکی به جلو بردن خط سیر داستانی نمیکند. یعنی میتوان تیپهای پردهی دوم فیلمنامه را کامل و یک جا حذف کرد و با یک سری تیپ جدید، داستان را از نو نوشت.
نکتهی دیگری که در مورد فیلم «اسب ...» باید اشاره کرد؛ ادا و اطوارهای مدرنی است که سعی دارد خود را اثری متفاوت جلوه دهد. کارگردان، یک اسم کاملن بیربط را برای داستان خود انتخاب میکند. یکی از شخصتهای فیلم را تلویحا " یک جوری" به مخاطب معرفی میکند و یا در سکانس مربوط به هما تلاش میکند که موقعیتی را فراهم کند تا فقط تنها صدای بازیگر مشهورش در فیلم حاضر باشد. ولی حقیقت این است که تمامی این ادا و اطوارها، هیچ لزومی در ساختار روایی داستان ندارند و داستان بعد از حذف تمامی این موارد، به مشکل بر نمیخورد.
و اما در مورد تمامی ادعاهایی که در مورد ابزوردیته فیلم بیان میکنند و بی داستان بودن پردهی دوم را از این حیث در پی توجبه و تفسیر هستند باید گفت که به تعبیر سارتر ابزوردیسم یا پوچگرایی نمود ناامیدی انسان از اخلاق و نرماتیف جامعه است. آنقدر که هنرمند جهان را نابسامان میبیند که بیشتر تمایل داردکه به سکوت پناه ببرد تا زبان. هنرمند در این دیدگاه، برای نمایش پوچی و مضحک جلوه دادن موقعیت انسانها در یک فضای مدرن به سلسله روایات منطقی و معنازای روایت داستانی شدیدا متکی است و این باعث میشد که با وجود محتوای پوچ، نوع پرداخت منطقی درام در اثر باعث تناقض شود، به شکلی که پوچی را تنها محور رهایی برای انسانهای میانمایه و متوسط خود بیان میکند. اما در فیلم «اسب حیوان نجبیب است» در کمال تعجب میبینیم که به جای نمایش محتوای پوچ هدف آدمها، با پوچ بودن داستان روبرو هستیم. و به جای آنکه همچون آثار بکت و یونسکو، شاهد آدمهایی باشیم که از هیئت انسانی تهی گردیدهاند شاهد بیهدف بودن کنشها و واکنشهای آدمها هستیم.
«اسب حیوان نجیبی است» تلاش میکند چیزهایی باشد که اصلن نیست. شعار میدهد که مدرن است. دلیل میآورد که ابزورد است و از همه مهمتر تلاش میکند که بگوید یک نقد اجتماعی است. ولی تک تک ادعاهای خود را پس میگیرد. حتی پرداختی دقیق نیز در ذهن مخاطب ثبت نمیکند تا همان نیمچه پیام خود را در حافظهی بیننده ثبت کند. و به جای نجابت اسب، مانند قاطری میماند که اصلن نجیب نیست و ادامهای ندارد.
*: عنوان برگرفته از نام کتابی از محمدجواد جزینی است.
منتشر شده در روزنامه تهران امروز، خبرگزاری پارسینه، سایت نقد سینمای ایران و خبرگزاری الف
+ مست گردیده در یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 11 توسط صراحی